مرگ خاموش

زمین خشک و خالی بسان دریایی خروش امواج تاریکی بر پهنای وجود آدمی دلهره ای بی کران از تماشای این تئاتر نیستی به کجا، به کدامین راه و به کدامین انسان طوفان آنقدر سهمگین است که قدرت تمامی انسان ها را خار می انگارد چه بسا انسان های تنها و چشمان بینا روزی که روشنایی … ادامهٔ نوشته مرگ خاموش

زنده بمان

  زنده بمان اگر کسی تو را مدام به پایین دره هول میدهد. زنده بمان اگر مرگ سزاوار توست. زنده بمان اگر هوا مسموم است. زنده بمان اگر در زمین نمیتوانی زنده بمانی. زنده بمان اگر لحظه ای پیش زنده نبودی. زنده بمان اگر زنده بودنت به مانند زنده نبودنت هست. زنده بمان حتی اگر … ادامهٔ نوشته زنده بمان

دنیای دیوانگان

عشق بار سنگینی است که آدمی در به دوش کشیدن آن تاب نمی آورد. سرانجام عشق هر عاقلی را دیوانه میکند و به جنون میکشاند و به ضعفی ابدی محکوم میکند. اما عشق برای دیوانگان دست و پا گیر است و آنها خودشان را در چهارچوب های آن محدود نمیکنند. زیرا دیوانگان تمام عمر خود … ادامهٔ نوشته دنیای دیوانگان

کبوتران بلند پرواز

تابحال اسم کبوتران بلند پرواز به گوش‌تان خورده؟ کبوتربازها خوب میدانند که دو نوع کبوتر وجود دارد کبوترهای مسافتی که به صورت افقی مسافت های طولانی و صدها کیلومتر را میتوانند طی کنند و نوع دیگر کبوترها، کبوترهای بلند پرواز هستند که به صورت عمودی تا جایی که میتوانند به سمت بالا میروند. کبوتران بلند … ادامهٔ نوشته کبوتران بلند پرواز

تیری در تاریکی

زندگی تیریست در تاریکی. ابتدای کار خیلی ساده است، یاد بگیرید تاریکی را ببینید همان طور که هست سپس تیرها را لمس کنید. حالا شما میتوانید صدها و هزاران و به هر تعداد که میخایید تا جایی که عمرتان کفاف میدهد در تاریکی تیر پرتاپ کنید، اما اینکه تیرتان به هدف بخورد فقط و فقط … ادامهٔ نوشته تیری در تاریکی

در گلاویز با هنر

هنر را تارومار کردن هنر را خاموش و هنر را ازین دیار بیرون کردند، به دنبال هنر میگردی؟ حال پیدا کردن هنر خودش هنر است اگر پیدایش کنی؟ باید تمام تار و پود دنیا را زیر رو کنی، تمام خاک های دنیا، شاید هنر را در اعماق زمین در دورترین ها دفن کرده اند. هنر … ادامهٔ نوشته در گلاویز با هنر

زیر یوغ بتان

زیر یوغ بتان جان فرساست بردگی بتان را کردن. بت ها انقدر فراوان شده اند و در هم تنیده اند و در اشکال و در رنگ های مختلف وجود دارند که بخش زیادی از طبیعت ما را در برگرفته اند. بتان تمام مسیر ها را بسته اند، هر چند مسیرهایی را در بین خودشان باز … ادامهٔ نوشته زیر یوغ بتان

بلافیدن جری

دشمنان شما از شما دور هستن پس چرا راه دور بروید با دوستانتان دشمنی کنید. واقعیت دقیقا همین هست که میبینید پای منفعت در میان است منفعت خودتان! هم جیب هایتان پر میشود هم شهرت تان آوازه ی خاص عام میشود، با ارزش ترین چیز رفاه و آسودگی خودتان است پس روی دوستان، هنر و … ادامهٔ نوشته بلافیدن جری

از چه میگویم؟

در تمام دنیا در تمام کهکشان ها و در تمام هر آنچه وجود دارد هستند و همه را احاطه کرده‌اند و هر روز بیشتر میشوند به سرعت هر چه تمام تر تولید مثل میکنند. مانند ویروسی مسری از کهکشانی به کهکشانی دیگر از سیاره ای به سیاره ای دیگر و از انسانی به انسان دیگر … ادامهٔ نوشته از چه میگویم؟

طریق کافری

در این آسمان بی ستاره در این آسمان لم یزرع نمیتوان راه را پیدا کرد ناگزیر همه گمشده ایم و نمی‌دانیم به کدام سو میرویم کیست آنکه بخواهد راه را پیدا کند دیوانگی هم حدی دارد بیا و اینبار کمی طریق کافری بیاموز و خودت آسمان را و ستاره ها را بیافرین هر چه زودتر … ادامهٔ نوشته طریق کافری