صنعت موسیقی و چالش های تجاری شدن هنر

هنر و صنعت

هنر در ابتدا به عنوان یک شغل و پیشه تلقی نمی شده است و هدف از خلق یک اثر هنری برای انسان های ابتدایی سحر و جادو برای موفقیت در شکار یا اهداف آیینی- مذهبی بوده است. بدرستی روشن نیست که از چه زمانی هنرمند برای کار هنری خود دستمزد دریافت کرده اما با اطمینان می توان انقلاب صنعتی را از مهمترین عوامل تأثیر گذار بر تحولات هنری و تبدیل هنر به یک پیشه دانست و در حقیقت بعد از انقلاب صنعتی بود که موسیقی، سینما، معماری و.. شکل صنعتی به خود گرفتند و تبدیل به صنعت موسیقی،صنعت سینما و… شدند. علاوه بر اشتغال زایی یکی دیگر از آثار مفید تلفیق هنر و صنعت، گسترش ابزار مورد استفاده هنرمندان و کاهش مراحل وقت گیر و پیش پا افتاده در خلق آثار بود.
همچنین میتوان ریشه هایی از صنعت را در تمدن کشور خودمان جستجو کرد. بطور مثال در گذشته صنعت به نوعی به وسیله پادشاهان و بزرگان قوم با تشویق هنرمندان برای خلق آثار شکل میگرفت و موجب ساخت و تولید شاهکارهای هنری و درنهایت افتخارات ملی میشد. مانند تشویق و حمایت فردوسی توسط سلطان محمود برای نوشتن شاهنامه که سی سال زمان برد یا جمع آوری هنرامندان و معماران بزرگ برای ساخت تخت جمشید توسط شاهان هخامنشی.
اما امروزه موضوع سلطنت و اشرافیت تا حدودی کنار رفته و این جمعیت ها و مردم هستند که نقش مهمی را ایفا میکنند و در حقیقت آنها هستند که حامی صنعت میشوند و با توجه به اینکه نیاز مبرمی به آن دارند، روز به روز در ترقی و پیشرفت آن تلاش میکنند.
همینطور در قدیم صنعت خیلی از ملت های دیگر از صنعت ایران مشتق شده یا بسیار تاثیر پذیرفته بود و امروزه میبینیم بسیار پیشرفت کرده اند و از ما پیشی گرفته اند و در این شرایط است که بتدریج افتخارات تاریخی ما و بلکه خود ما هم از میان خواهیم رفت. موضوعی که در صنعت بسیار مهم است علم آن است و نبود آموزش های کافی و درست موجب بی علاقگی افراد به آن صنعت میشود هر چند بسیاری از صنعت گران با نداشتن علم کافی یا حتی بی سوادیشان صرفا با مهارت های استعدادی و اکتسابی خود به خوبی در این راستا قدم برخواهند داشت، اما واضح است اگر این مهارت ها همراه با علم شوند به بالاترین درجات خواهند رسید.

اما از سویی صنعتی شدن با همه تاثیرات مثبتی که دارد دارای تاثیرات منفی نیز بود. تولید انبوه کالا راه را بر ایجاد خلاقیت در خلق هر اثر منحصر به فرد بست. همچنین سعی بر تطابق با سلیقه بازار، کیفیت آثار هنری را در دنیای صنعتی تنزل داد.
به همین دلیل در نخستین روزهای مدرنیسم هنرمندان در رابطه با اقتصاد حیطه ی فعالیت شان با دو راهی عجیبی روبرو بودند. هنرمندان کولی منش دهه نوزدهم با فروپاشی نظام های سنتی و قدیمی از تولید اثر در حیطه ابتذال و سلیقه های روز مردم دوری جستند. این فاصله گیری هرچند نفی زندگی بورژوایی را فراهم میکرد اما به هر حال تعدادی از هنرمندان مجبور بودند معشیت زندگی خود را به دلالان یا نهادهای خصوصی و دولتی واگذار کنند. یکی از نتایج این امر آن بود که برخی از تأثیرگذارترین هنرمندان مدرنیست، از پل گوگن گرفته تا موندریان و رودچنکو، در فقری خفتبار از دنیا رفتند.
جالب است بدانید موضع هنرمندی به نام وارهول از یک سو پیشگام و رادیکال و جادویی و از سویی دیگر بازاری و در جهت کسب درآمد بود؛ او با پل زدن بین زندگی هنریش و زندگیش در جهت معشیت و درآمدزایی به رشد گستردهی فعالیتهای هنریای منجر شد که هنر را نوعی حرفه میانگارند. در واقع وارهول تا حدی فعالیت های اقتصادی جدید را انجام میداد که ارزشها و پروتکل اقتصادی جدیدی ایجاد میکرد، خیلی شبیه به دولتی که باید اقتصاد را مدیریت کند.

چیز شگفتانگیز دربارهٔ آمریکا این است که « : نوشته شده است » فلسفه اندی وارهول « در کتاب سنتی را آغاز کرده که در آن ثروتمندترین مشتریان دقیقا همان چیزی را میخرند که فقیرترینشان میخرند. شما میتوانید کوکاکولا را در تلویزیون ببینید و میدانید که رئیس جمهور کوکاکولا میخورد، الیزابت تیلورکوکاکولا میخورد، و فکر کنید، شما هم میتوانید کوکاکولا بخورید. کوکا همان کوکاست و با هیچ مقداری از پول نمیتوانید کوکایی بهتر از آنچه داشته باشید که یک ولگرد در گوشهای میخورد. همه کوکاها یکسان هستند و همه آنها خوب. این را الیزابت تایلور میداند، رئیسجمهور میداند، ولگرد میداند و شما هم میدانید. در یکی از نخستین مطالعاتی که روی اقتصاد هنر انجام شد )کتابی با نام اقتصاد سیاسی هنر، منتشرشده در سال ۱۸۵۷ ( جان راسکین، منتقد انگلیسی، تاکید میکند اقتصاد فقط پول و هزینه ها و صرفه جویی را نشان نمیدهد بلکه بیشتر متوجه نیروی کار است. همچنین راسکین معتقد بود هنرمند به دلیل رسالت خالص اش نباید در تجارت هنر دخالت کند. بنظر او باید بهای هنر کم و ترجیحا بر اساس مدت زمانی تعیین شود که هنرمند عملاً برای تولید اثری مشخص صرف میکند. به بیان دیگر، راسکین میخواهد تولید هنری به سیاق کارمزد باشد.

در هر صورت مخالفت ها و اندیشه های رادیکالی که جوانان نسبت به ساختارهای هنر دارند میتواند به چیزی قدرتمند منجر شود و کسی که میخواهد هنری متفاوت تولید کند لازم است به آن سوی استانداردها و حرفه ای گری ها گام بردارد و برای رسیدن به آن چیزی که ورای آن نهفته است راهی جستجو کند، حتی اگر آن چیزی که پیدا میکند شباهتی به هنر نداشته باشد.

bruegel_blindenکوری عصا کش کور دگر شد اثر بروگل الدر

صنعت موسیقی

در اروپا افرادی مانند بتهوون و باخ به اندازه ای بزرگ بودند که ملیت آنها از بین رفته و بعنوان استادان بین المللی شناخته میشده اند و هر ساله ملت ها روز تولد و مرگ آنها مراسم هایی عمومی گرفته و به آنها احترام گذاشته و همچنین در مورد واگنر و گوته که بعنوان بزرگ ترین موسیقی دان های آلمان از آنها نام میبرند نقل شده در معاهده ی ورسای آلمانها یادداشتی دادند که ملتی که واگنر و گوته دارند را نمیتوان نابود کرد و این تذکر را به جهان دادند. این موضوع در شرایطی محقق شد که حتی در زمانی که آلمان در فقر عمومی بسر میبرد و اکثر مردم فقط یک وعده غذا در شبانه روز میخوردند، ولی اقلا دو بار در هفته برای شنیدن موسیقی در کنسرت های بزرگ شرکت میکردند. تا قبل از سال 2000 میلادی فروش و درآمدزایی از موسیقی فقط از طریق فروش نوار کاست، سی دی، و کالاهای فیزیکی صورت می پذیرفت که در سالهای واپسین و با پخش رادیویی، فروش این آثار وارد دوران رکود و و سیر روند نزولی شد. هر کدام از ایستگاه های رادیویی DJ های داشتند که بنا به سلیقه و دانش خود نوعی از موسیقی مانند، R&B ، Jazz ، Country را برای مخاطب خود پخش میکردند و مسلما از راه پخش آگهی درآمدزایی داشتند. در همین دوران با ظهور گردش اینترنتی محصولات، بازار این فروش تغییرات تازهای را احساس کرد.

نخست بخش اعظم توزیع فایلها در اینترنت به صورت غیر قانونی صورت میگرفت. همین امر درآمد حاصل از فروش آثار موسیقایی در آمریکا را از سال 1999 تا سال 2009 به نصف کاست. همچنین طی سالهای 2000 تا 2010 طبق آمار IFPI )فدراسیون بینالمللی صنعت ضبط صدا و موسیقی(، درآمد جهانی فروش آثار موسیقایی از 36.9 میلیارد دلار به حدود 16 میلیارد دلار کاهش پیدا کرد و همین امر تهیه کنندگان، هنرمندان و کلیه افراد فعال در صنعت موسیقی را به فکر یافتن راه چارهای انداخت تا تولیدکنندگان آثار موسیقایی حقوق مادی خود را دریافت کنند. برخورد قانونی با یکی از پربازدیدترین سایتهای دانلود غیرقانونی موسیقی و هزاران نفر از افراد وابسته به این سایتها یکی از مهمترین اقداماتی بود که در راستای مقابله با دانلود غیرقانونی موسیقی صورت گرفت. سایت قانونی Itunes Store که به عنوان یکی از اولین سایتهای فروش قانونی موسیقی از سال 2003 فعالیت خود را آغاز کرده بود؛ پس از برخورد قانونی با دانلودهای غیرمجاز تا سال 2012 به یکی از پرکاربرد ترین و محبوب ترین سایتهای فروش اینترنتی موسیقی تبدیل شد.

مجموع درآمد صنعت موسیقی در سال ۲۰۱۷ در جهان ۱۷.۴ میلیارد دلار گزارش شده است که نسبت به سال ۲۰۱۶ با درآمدی معادل ۱.۴ میلیارد دلار، افزایش قابل ملاحظهای یافته است. در این میان، اپلیکیشنهای استریم یا پخش آنلاین موسیقی نقش بهسزایی در آن ایفا کردهاند.

صنعت موسیقی در ایران

صنعت موسیقی در ایران تفاوت های زیادی با صنعت موسیقی در کشورهای دیگر دارد و حتی در بسیاری از موارد نمیتوان به آن بعنوان صنعت نگاه کرد. این موضوع دلایل زیادی دارد از جمله نبود گردش مالی درست و یکسان بین تمام عوامل تهیه کننده یک موزیک و در نتیجه کم شدن کیفیت موسیقی، ورود افراد ناشایست به موسیقی با بالا رفتن علاقه مندی مردم به موسیقی، محدودیت های حاکم در کشور در قبال موسیقی، نبود آموزش های مناسب وعلمی و آموزش توسط افراد آماتور و تقلید از غرب و دوری از موسیقی اصیل کشور و بسیاری موارد دیگر…

download.jpg

پول درآوردن از رپ

در یادداشتی به نام ( Payola یا پول میدم آهنگم رو پخش کن) توسط بهروز آقاخایان تاریخچه ای کوتاه نوشته شده است از فروش و کسب در آمد از رپ در آمریکا که دو گروه مهم ترین نقش را ایفا میکنند. اول شرکت های تهیه کننده موسیقی یا لیبل ها و دوم شرکت های رسانه ای پخش و توضیحات دیگری که دراینباره نوشته شده که به آنها بالاتر اشاره کردیم. اما در رپفارسی اوضاع کاملا متفاوت است و پول درآوردن از آن به راحتی انجام نمیشود هر چند فعالیت هایی در این زمینه انجام شده اما بطور کلی با توجه به تعداد زیاد علاقه مندان آنطور که باید و شاید از آن کسب درآمد نشده است. این موضوع برای کسانی که زیرزمینی فعالیت میکنند بیشتر مشاهده میشود. از طرفی محدودیت ها و جرم محسوب شدن این هنر کار را برای فعالیت سخت کرده است و علاوه بر آن در سال های اخیر با بیشتر شدن جریان های سود ساز و بازاری و همکاری آنها با برخی رپخوان ها موجب سمت گیری این هنر به ابتذال شده و تاثیرات منفی بر روی گوش های مخاطب ها داشته و هنرمندان زیرزمینی را در تنگنا قرار داده است.

در هر صورت باید به چند نکته توجه داشت، اکثر رپخوان های زیرزمینی با توجه به اصالت رپ و هدف های آن از طبقات پایین جامعه هستند و برای ادامه فعالیت های مستقل خود و اداره زندگی و معیشت خود نیاز به تعامل بیشتر مخاطبان و حمایت مالی آنها دارند. این در حالی است که رپخوان های ثروت مند با وجود تولید اثر بی کیفیت و با ساخت ویدئوهای متعدد و تبلیغات فراوان شهرت هایی کاذب برای خود فراهم کرده اند. همینطور رپخوان هایی در همکاری با تعدادی شرکت های داخلی خود را محدود به قوانین و ساختارها میکنند و به نوعی باعث به وجود آمدن وابستگی آنها به سیستم میشود.

از نظر نویسنده پرداختن به این موضوع مستلزم تحقیقات بیشتر و گفتگو با مخاطبان و هنرمندان و دیگر عواملی که در این زمینه فعالیت میکنند دارد و همچنین توجه به این موضوع مهم است که علاوه بر انتقاد به جریان های بازاری نیاز به ایده هایی است که با وجود حفظ استقلال اثر، بتوان از آن کسب درآمد کرد.

تلاش خواهم کرد در آینده با نظرات و همکاری شما و دوستان بیشتر و جزئی تر در مورد موضوع پول درآوردن از رپ فارسی بنویسم و بتوانیم با هم به راه حل هایی برسیم.

نویسنده: هامون

1 دیدگاه برای «صنعت موسیقی و چالش های تجاری شدن هنر»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s